پریزاد قصه عشقمون

جواب +

1394/6/5 22:50
نویسنده : مامان پریا
128 بازدید
اشتراک گذاری

سلام غنچه های مامانی این سلام خیلی فرق داره چون دیگه میدونم که هستید یا حداقل هستی!!! البته دیروز میخواستم پست بذارم ولی خیلی سرم شلوغ بود پریشب با بابایی رفتیم ازمایش خون دادم اما چون جوابش یک ساعت دیگه اماده میشد و ماهم قرار بود بریم حنابندون هستی جون جوابشو به فردا موکول کردیم. روز 6/4 صبح زود اول رفتیم بابا بزرگمو بدرقه کنیم که قصد زیارت خونه خدارو داشتند از اونجا رفتیم ازمایشگاه چون خیلی تکرر ادرار دارم ازمایش دادم جواب ازمایش دیروزمو ندادن گفتن باهم میدیم فقط متصدی ازمایشگاه بهم گفت جوابش مثبت+++ باورم نمیشه که واقعا دارم مامان میشممحبت وقتی به بابایی گفتم اونم مثل من باورش نمیشد  فکر میکرد دارم اذیتش میکنم نگاه ساعتش کرد 9:50 چون این اولین دعوتنامه شما بود فکر نمیکردم به این زودی قبول کنید ممنونم که مامان و بابا رو زیاد چشم انتظار نذاشتید. شب عمه نرگس وقتی شنید مشکل تکرر ادرار دارم اصرار داشت باردارم و این علامت حاملگیه  دیشبم میگفت حالتت مثل حامله ها میمونه راستش خیلی تعجب کردم به این زودی متوجه شدن من دوست داشتم حداقل تا دو ماهگی فقط واسه خودمون دوتا باشه حتی به مامان پرگل و خاله پریسا هم نگفتم اما فکر کنم مجبور بشیم زودتر اعلام کنیم چون نمیشه که خیلی انکار کنیم خطامثلا دیشب که عروسی هستی جون بود واقعا اذیت شدم چون از ساعت 8 شب تا 2 نیمه شب دقیقا 15 بار دستشویی رفتم و عمه نرگس میگفت بازم بگو نیستم !!!دلخور

دیگه باید دقیق تر باشم برای سلامتی شما بادوم و موز بیشتر میخورم این ماه هم که هروز باید عناب بخورم اتفاقا بابایی از شمال واستون گرفته. ماه قبل هم هروز خرما میخوردم  و سوره قدرو میخوندم پنج شنبه و جمعه هم واسه سلامتی تون سوری یس و صافات رو میخوندم این ماه از امروز پنج شنبه و جمعه باید سوره ملک رو بخونم و هروز صبح سوره توحید.زیبا

فردا هم عقدکنون عمه نرگس هستیم عزیزم این بار قصد دارم بهش بگم که برادرزادش تو راهه!!!چشمک

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)